امروز شنبه 04 بهمن 1399
koodaksts.cloob24.com
    0
    دانش آموزان دیرآموز برخلاف دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری که از هوش عادی یا بالاتر از عادی برخوردارند دارای هوش متوسط پایین تا مرزی می باشند. بدین ترتیب نمره هوش دانش آموز دارای اختلال یادگیری 85 یا بالاتر از آن می باشد. در صورتی که نمره هوشی دانش آموز دیرآموز بین 70 تا 85 می باشد.. علاوه بر نمره هوشی دانش آموزان دیرآموز دارای کنش های شناختی پایین و ضعف در کلیه دروس نسبت به دانش آموزان هم سن و سال خود می باشد در حالی که دانش آموزان ناتوان در یادگیری دارای کنش های شناختی متوسط یا بالاتر بوده و معمولاً در یک یا دو درس دارای مشکل می باشند.

    ویژگی های کودکان دیرآموز در مدارس:

    1- این دانش آموزان در کلاس معمولاً در تمامی دروس نمرات ضعیفی کسب می کنند.

    2- برخی از این دانش آموزان در یک یا چند پایه از تحصیلات مردود می شوند.

    3- اغلب این دانش آموزان دارای توجه و تمرکز پایینی می باشند و خیلی زود دچار حواسپرتی می شوند. معمولاً مدت توجه این دانش آموزان به درس نیز کوتاه می باشد.

    4- معمولاً این دسته از دانش آموزان در پاسخ دهی به سؤالات دارای تأخیر و کندی می باشند.

    5- این دانش آموزان معمولاً گرایش به انجام فعالیت هایی دارند که عینی و ابتدایی هستند.

    6- معمولاً این دسته از دانش آموزان بیش فعال و تکانشی هستند و در مقابل ناملایمات تحمل کمی دارند.

    7- از دیگر ویژگی های این کودکان اعتماد به نفس پایین و ترس می باشد.

    8- نوسانات خلقی نیز از دیگر ویژگی های این دانش آموزان است و معمولاً خلق غیر قابل پیش بینی دارند.

    توصیه های آموزشی برای کودکان دیرآموز

    لازم به یادآوری است که کودکان دیرآموز معمولاً در کنار دانش آموزان عادی و در مدارس عادی ادامه تحصیل می دهند. جهت بهبود وضعیت تحصیلی این دانش آموزان توصیه هایی شده است که به مهمترین آن ها اشاره می کنیم:

    1- هیچ گاه نگذارید که کودک شکست بخورد.

    2- با ارائه بازخورد مناسب او را از درستی پاسخ آگاه کنید.

    3- پاسخ های صحیح را سریع تقویت کنید.

    4- سطح مناسب کودک را بدست آورید.

    5- از آموزش قدم به قدم (از ساده به مشکل) بهره گیرید.

    6- امکان تکرار و تمرین را برای تثبیت یادگیری فراهم آورید.

    7- بین دفعات تکرار یک موضوع فاصله قرار دهید.

    8- با ارائه محرک در ابتدای آموزش به یادگیری کمک کنید.

    9- تجربیات موفقیت آمیز را فراهم آورید.

    10- کودک را در فعالیت ها شرکت دهید.

    11- به علایق کودک توجه کنید.

    12- تفاوتهای فردی را مورد توجه قرار دهید.

    13- از تشویق بیشتر استفاده کنید.

    14- مدت زمان آموزش باید کوتاه و تعداد دفعات آن باید زیاد باشد.

    15- وظایف یادگیری را با اشیاء و موقعیت های زندگی مرتبط کنید.

    16- خانواده باید بطور مؤثر همکاری کند و معلم از این همکاری استقبال کند.

    17- کلاس های این کودکان باید دارای دانش آموزان کمتری باشد.

    18- به شخصیت کودک احترام بگذارید و از خشونت بپرهیزید.

    19- به کودک اجازه دهید اشتباهات خود را اصلاح کند.

    20- از اعمال و بازده کار ارزشیابی مستمر داشته باشید.

    21- در آموزش به کودکان صبور باشید.

    22- هرگز این کودکان را با دیگران مقایسه نکنید.

    23- فعالیت های حرکتی (ورزش) را مورد توجه قرار دهید.

    0
    این روش بسیار کارساز است زیرا کودک متوجه نمی شود به او درس اخلاق می دهید و خیلی راحت آنها را قبول می کند و به مرور یاد می گیرد رفتار درست چیست و در موقعیت های مختلف چه واکنشی باید نشان دهد.

    1. قطار بسازید

    روش بازی: برای این بازی به چند جعبه مقوایی بزرگ نیاز دارید که کودک و دوستانش بتوانند راحت داخل آن بنشینند. بعلاوه، ابزار کار نیز همچون کاغد رنگی، چسب، ماژیک، مداد رنگی، استیکر و... به آنها بدهید و از آنها بخواهید تا هر کدام جعبه خود را به قطار تبدیل کنند. هنگامی که آنها می خواهند قسمت بیرونی واگن خود را تزیین کنند و برای آن چرخ، پنجره یا... بگذارند، آنها را راهنمایی کنید تا با همکاری هم چند واگن پشت سر هم قطار را بسازند.

    نکته آموزشی این بازی: پشتکار. این بازی که مبتنی بر کار گروهی است، حس انجام، ادامه و به ثمر رساندن کاری را به کودک منتقل می کند. کودک با این بازی می آموزد در نتیجه تلاش های خود به نتیجه خوبی می رسد. می آموزد برای رسیدن به هدف باید تلاش کرد و در این مسیر از دوستان نیز کمک گرفت.

    نکته آموزشی والدین: توجه داشته باشید، ممکن است کودک از این بازی خوشش بیاید و بخواهد دوباره و دوباره آن را انجام دهید. بنابراین، جعبه های را دور نریزید.

    2. بازی های شاد

    روش بازی: روی کاغذهای مربعی شکل، تصاویر مختلفی از چهره هایی را ترسیم کنید که به نوعی ناراحت، عصبانی، غمگین و بیمار هستند. کاغذها را داخل سبد بگذارید. از کودک بخواهید یکی از کاغذها را بیرون بیاورد و چهره روی کاغذ را با پانتومیم بازی کند. به طور مثال، برای چهره «غمگین»، کودک باید ادای گریه کردن در بیاورد. وظیفه بچه های دیگر این است تا از او بخواهند احساس بهتری داشته باشد. ابتدا آنها باید از کودک سوال بپرسند؛ چرا غمگینی؟ چطور می توانم به تو کمک کنم؟ و.... کودکی که پانتومیم بازی می کند، پاسخ سوال ها را می دهد و کودکان دیگر سعی می کنند برای داشتن احساس خوب به او راهکاریی ارایه کنند. به طور مثال، او را در آغوش بکشند یا به او بگویند متاسفم.

    نکته آموزشی این بازی: همدردی. همدردی یکی از بهترین فضیلت های انسان ها است. کودک تا زمانی که احساس ناراحتی نداشته باشد، متوجه نمی شوند چگونه می توانند به دیگران احترام و مهربانی خود را عرضه کنند.

    نکته آموزشی والدین: برای این بازی باید وسایل متنوعی همچون پلاستیک غذا، حیوانات پلاستیکی، جعبه کار پزشکی و... در اختیار داشته باشید. هر چه وسایل همدردی بیشتر در دست باشد، کودک با خلاقیت بیشتری به دوست خود کمک می کند تا ناراحتی اش را فراموش کند. به طور مثال، اگر باند داشته باشد، می تواند دست مثلا آسیب دیده خود را بانداژ کند.

    3. بازی دور یا نزدیک

    روش بازی: یکی از کودکان را به عنوان یابنده انتخاب کنید. او را به بیرون اتاق بفرستید تا بچه های دیگر چیزی را در اتاق مخفی کنند. از یابنده بخواهید وارد اتاق شود. از او بخواهید مثلا توپ قرمز مخفی شده را بیابد. هنگامی که او به محل اختفای توپ نزدیک شد، با ضربه های سریع روی میز بزنید ولی اگر از محل دور می شد، فاصله ضرب‌آهنگ ها را بیشتر و صدا را ضعیف تر کنید. این کار را باید تا زمانی انجام دهید تا یابنده توپ موردنظر را بیابد.

    نکته آموزشی این بازی: همکاری. این بازی حس همکاری را میان کودکان تقویت می کند. آنها با این بازی می آموزند که چگونه با همکاری هم می توانند توپ قایم شده را بیابند و این همکاری چقدر لذت بخش و شاد است.

    نکته آموزشی والدین: این کار را می توانید با نشان دادن سرما یا گرما هم انجام دهید. مثلا وقتی به محل نزدیک می شود، نشان دهید گرمتان شده است یا اگر دور شد، نشان دهید سردتان است.

    4. حدس کلمات

    روش بازی: به نوبت از بچه ها بخواهید چیزی در ذهن خود تصور کنند و آن را توضیح دهند. به طور مثال: «چیزی که من تصور کرده ام سبز رنگ است.» کودکان دیگر باید حدس بزنند که آن چیست: «درخت!»، «تی‌شرت بابا!» یا... هر کس درست حدس بزند می تواند کلمه ای در ذهن خود تصور کند.

    نکته آموزشی این بازی: صبر. کودکان با این بازی صبر کردن را می آموزند. این بازی باعث می شود تا کودکان ساکت و آرام بنشینند و به حرف های دیگران گوش کنند تا نوبتشان فرا برسد.

    نکته آموزشی والدین: انجام این بازی در مکان های کسل کننده ای همچون فرودگاه برای کودکان سرگرم کننده و جالب است.

    5. مامان، من می تونم؟

    روش بازی: از کودکان بخواهید سه متر دورتر و در مقابل شما بایستند. هر مرتبه به یکی از بچه دستوری بدهید. «سارا، یک قدم جلو بیا» سارا باید از شما بپرسد: «مامان، من می تونم؟» و شما در پاسخ می توانید بگویید: «بله، بیا.» یا «نه. نمی توانی». اگر پاسخ شما مثبت باشد، کودک باید پیش از انجام دستور به شما بگوید: «ممنون». هر کودکی که یکی از این مراحل را فراموش کرد یا بدون اجازه حرکت خود را انجام داد دوباره به ابتدای خط فرستاده می شود. این بازی را باید تا زمانی انجام دهید تا کودکان به مادر برسند. می توانید به هر کدام از برنده ها اجازه دهید نقش مادر را بازی کند.

    نکته آموزشی این بازی: احترام. این بازی به کودکان می آموزد چگونه باید همیشه احترام یکدیگر را حفظ کنند. این بازی تعارفات رسمی که لازمه احترام اجتماعی است را به کودک می آموزد.

    نکته آموزشی والدین: برای اینکه کودکان مراحل مختلف بازی را با هم قاطی نکنند (من نمی دانستم الان باید تشکر کنم!)، پیش از آغاز بازی قوانینی برای بازی تعیین کنید.

    6. گفتن حقیقت

    روش بازی: اعضای خانواده را دور هم جمع کنید و به همه شرکت کننده ها اجازه تمام کردن جمله را بدهید: «من ترسیدم وقتی...»، پدر و مادر نیز می توانند با گفتن کلمات خود جمله را تمام و در بازی شرکت کنند. («من ترسیدم وقتی رادین در مغازه قایم شد و نتوانستم او را پیدا کنم»). وقتی همه این جمله را با داستان خود تمام کردند، سراغ کلمه یا عبارت نیمه تمام دیگری بروید. من خوشحال شدم.. من تعجب کردم... و....

    نکته آموزشی این بازی: صداقت. وقتی به کودک خود فرصت بیان احساساتش را می دهید، در واقع به او می آموزید می تواند بدون ترس احساسات واقعی خود و حقیقت را بیان کند. کودکان با نگاه کردن به داستان های پدر و مادر یاد می گیرند تا حقیقت را بگویند. هنگامی که بسیار شفاف و روشن سخن می گوید و جلوی کودک از دیگر اعضای خانواده حمایت می کنید، به طور غیر مستقیم رفتار سالم و درست را به کودک آموزش می دهید.

    نکته آموزشی والدین: داستان های فرزند خود را به عنوان آغاز کننده بازی بعدی بازی در روزی دیگر یادداشت کنید. به طور مثال: «آیا هنوز هم رعد و برق باعث وحشت تو می شود؟» یا «آیا لحظه شاد
    دیگری را به خاطر می آوری؟»

    7. پرتاب جوراب در سبد

    روش بازی: همه جوراب های تمیز اهالی خانه را در اتاق نشیمن جمع کنید. از کودک بخواهید تا لنگه جوراب ها را بیابد. پس از جفت شدن همه جوراب ها به او بیاموزید تا آنها را در هم داخل کند و به شکل توپ در بیاورد. سپس، چند متر دورتر چند جعبه کفش قرار دهید و نام هر کدام از اعضای خانواده را روی هر کدام از آنها بنویسید. هدف از این بازی این است که کودک جوراب هر کس را در جعبه خودش پرتاب کند.

    نکته آموزشی این بازی: مسوولیت. با این بازی کودک را در انجام کارهای خانه وارد کرده اید و او می آموزد هر کسی در خانه وظیفه ای برای انجام دادن دارد. هنگامی که کار خانه را به یک بازی مفرح تبدیل کنید حتی فرزندان کوچک تر نیز مشتاق می شوند تا این کار را انجام دهند.

    نکته آموزشی والدین: پس از انجام این کار او را تشویق و تحسین کنید که کارش را درست انجام داده است. شاید دفعه بعد، دوست داشته باشد در تا کردن ملافه ها به شما کمک کند!

    منبع: سایت برترین ها

    0
    شناخت
    اصطلاح شناخت به فرایندهای درونی ذهنی یا راه هایی که در آن اطلاعات پردازش می شود،یعنی راه هایی که ما به وسیله آن ها اطلاعات را مورد توجه قرار میدهیم، آن ها را تشخیص می دهیم و به رمز در می آوریم و در حافظه ذخیره می سازیم،و هر وقت که نباز داشته باشیم آن ها را از حافظه فرا می خوانیم و مورد استفاده قرار می دهیم، گفته می شود.
    وبر شناخت را اصطلاح وسیعی می داند که عمدتا در ارجاع فعالیت های ذهنی مثل ادراک،تفکر و استدلال مورد استفاده قرار گرفته است.پس می توان گفت در زبان رایج،شناخت به معنای دانستن است. ولی در زبان شناسی شناخت به جریان تفکر،یادگیری، چگونگی سازمان دادن،ذخیره سازی و به کار گیری اطلاعات اطلاق می شود.
    سیفرت(1991)می گوید: به طور خلاصه، شناخت یعنی دانستن و کسب شناخت درباره ی جهان هستی یعنی دانستن جهان هستی.
    فراشناخت
    اصطلاح فراشناخت به دانش ما درباره ی فرایندهای شناختی خودمان و چگونگی استفاده بهینه از آن ها برای رسیدن به هدف های یاد گیری گفته می شود. بایلر و اسنو من(1993)معتقدند فرا شناخت روش یا آگاهی فرد از نظام شناختی خود او و یا دانستن درباره ی دانستن است.
    براون فرا شناخت را به دو صورت زیر معرفی کرده است:
    1- آگاهی فرد از فعالیت ها یا فرایندهای شناختی خود او
    2- روش های مورد استفاده فرد برای تنظیم فرایندهای شناختی خودش
    به سخن دیگر فراشناخت از یک سو شامل دانش روش ها و فرایندهای شناختی یادگیری و از سوی دیگر شامل روش های کنترل و نظارت بر یادگیری است.
    فلاول معتقد است راهبردهای شناختی جهت تسهیل یادگیری و تکمیل تکلیف به کار می رود و معمولا ربط مستقیم تری به تکلیف هدف دارند.راهبردهای فراشناختی فعالیت بیشتری را می طلبند.راهبردهای شناخت و فراشناخت مشتمل است بر مهارت های تامل فراگیر بر شناسایی روش چنین راهبردها،سپس گزینش کارآمدترین راهبرد برای انجام تکلیف هدف،وارسی مداوم،تعیین کارامدی راهبرد انتخاب شده و تغییر آن در صورت لزوم.و به این جهت فراشناخت نامیده می شود که «شناخت در مورد شناخت» است.
    گارنر(1990) برای روشن ساختن تمایز بین راهبردهای شناختی و راهبردهای فرا شناختی مثال زیر را ذکر کرده است:
    فرض کنید دانش آموزی قرار است در آینده ی نزدیک در امتحان درس تاریخ شرکت کند.برای آماده شدن به منظور شرکت در این امتحان،کتاب درسی خود را که قبلا در طول سال یا ترم تحصیلی مطالعه کرده باز خوانی می کند و درباره ی نکات مهم کتاب برای مرور کردن در شب امتحان یادداشت تهیه می نماید.باز خورد مطالب درسی و یادداشت برداری دو نوع راهبرد شناختی هستند.زیرا دانش آموز از طریق آنها اطلاعات مربوط به درس تاریخ را می آموزد و به حافظه می سپارد. حال اگر دانش آموز مورد نظر ما از پس از خواندن و یادداشت برداری بکوشد تا با جواب دادن به سؤال های آخر فصل های کتاب، آموخته های خود را ارزشیابی کند.این ارزشیابی شخصی یک راهبرد فرا شناختی به حساب می اید. اگر نتیجه این ارزشیابی نشان دهد که دانش آموز برای امتحان آمادگی کامل کسب نکرده است،همان راهبرد شناختی با راهبردهای شناختی دیگری را به کار خواهد بست تا این که بالاخره اطلاعات لازم را درباره ی کتاب کسب نماید.
    خود آموزی
    یکی از تکنیک های شناخت و فراشناخت رویه خودآموزی است.آموزش خودآموزی ناظر است بر مجموعه ای از روش ها که به منظور آموزش دانش آموزان در کسب کنترل شخصی آگاهانه بر تکلیف یادگیری و با استفاده از خود گویی برای راهبردهای فرایند حل مسأله گشایی تدوین شده است.کاربست آن از آموزش مهارت های تحصیلی به طیف وسیعی از قلمروهای یادگیری شامل مهارت ها در قلمرو شناختی و عاطفی بسط یافته است.
    آموزش خودآموزی بر تدریس مستقیم مجموعه ای از دستورالعمل های خود راهنما در مورد نحوه ی انجام یک تکلیف تمرکز داردو با بازبینی و هماهنگی یک فعالیت،کمک به کودکان را مورد تأکید قرار می دهد.این دستور العمل های خود راهنما اغلب به شکل گفتار درونی شده در می آیند.
    رویه خود اموزی بر اساس نظریه های لوریا (1962) و ویگوتسکی (1962) استوار است که مدعی بودند زبان نقش اساسی در رشد کلی،وشناختی به عهده دارد. دراین ارتباط ادعا می شود که سه مرحله وجود دارد که کودکان از آن طریق به رفتار خود کنترل پیدا می کنند.ابتدا از طریق گفتار بیرونی و بزرگسالان،سپس گفتار آشکار کودکان و سرانجام گفتار پنهان آنها،آخرین مرحله یا گفتار درونی،دارای مکانیسمی است که کودک را در انجام عملیات شناختی توانا می سازد.
    روش شناسی کار مستلزم مجموعه ای از روش های مدل سازی و تمرین بر انتقال بیرونی در راستای تغییر خودآموزی آشکاربه خودآموزی پنهان است.در این گونه برنامه های «تفکر با صدای بلند» توالی آموزش چند مرحله است:
    1- الگو سازی شناختی: معلم از طریق تکرار دستور العمل با صدای بلند در هنگام انجام تکلیف به الگوسازی می پردازد.
    2- راهنمای بیرونی آشکار: دانش اموز رفتار معلم را تقلید می کند در این مرحله دانش آموز و معلم،با استفاده از راهبرد خودآموزی به اتفاق همدیگر تکلیف را انجام می دهند.
    3- خود راهنمایی اشکار: دانش اموز در حالی که دستورالعمل ها را با صدای بلند تکرار می کند به انجام تکلیف می پردازد.
    4- خود راهنمایی کاهنده: دانش آموز در حالی که دستورالعمل ها را با خود نجوا می کند به انجام تکلیف می پردازد.
    5- خودآموزی نهفته: دانش آموز با استفاده از خودآموزی پنهان به انجام تکلیف می پردازد.
    حل مسأله ریاضی
    آموختن ریاضیات یک فرایند اجتماعی است که از طریق آن دانش آموزان با همکاری و به طور گروهی دانش و مهارت های ریاضی خود را می سازند و فرصت های یادگیری از راه گفتگوی جمعی، توضیح، توجیه و مذاکره درباره معنا و مفهوم پدید می آید.اگر هدف ریاضیات را کسب توانایی ریاضی در دانش و مهارت های آن محسوب داریم باید برای تجلی این توانایی ها در دانش آموزان از فنون و روش های متنوع بهره جست.
    فرایند حل مسأله در ریاضیات با طی چهار مرحله صورت می پذیرد:
    1- فهمیدن مسأله
    2- طراحی مسأله
    3- حل مسأله
    4- کنترل درست بودن عملیات
    در این مرحله مسأله دو بار خوانده می شود تا معلوم گردد که جواب معقول و معنی دار است یا خیر. بررسی های مونتاگو(1990) در زمینه حل مسأله ریاضی نشان می دهد که افراد موفق به طور آگاهانه یا ناآگاهانه،بسته به نوع تکلیف از راهبردهای فراشناختی همانند خود پرسی،خود آموزی و خودبازبینی در حل مسأله استفاده می کنند.اما بسیاری از کودکان عقب مانده ذهنی به دلیل مشکلاتی از قبیل ناکافی بودن انگیزه،ناتوانی در نادیده گرفتن اطلاعات غیر مربوط،ناتوانی در سازمان دادن و فهم مسأله،دشواری در توجه به جزییات مسأله و نگهداری اطلاعات،ضعف در طراحی و روش های مناسب و استفاده غیر مؤثر از راهبردها از حل مسأله باز می مانند(شوارتز و ریدسل1993،1994)، به اعتقاد مونتاگو و باس(1990)این دانش آموزان فاقد دانش فراشناختی درباره ی راهبردهای حل مسأله ریاضی هستندو عملکرد وضعیت آنها در ریاضی تنها حاصل مشکلات محاسبه ا ی نیست.در واقع دانستن این که چگونه باید این کار را انجام دهند به اجرای دقیق عملیات مربوط است.
    متخصصان تعلیم و تربیت با بررسی موضوع آموزش های شناختی و فراشناختی و ابعاد گوناگون آن درعرصه های آموزشی سعی در یافتن رویکردی اثربخش برای فراگیران هستند.
    به بیان دیگر آن ها می آموزند چگونه یاد بگیرند،چگونه به یاد آورند،چگونه تفکر عمقی و تحلیلی را که به یاد گیری بیشتر می انجامد،اجرا کنند،و در این فرایند آن ها به طور فزاینده ای از توانایی«خودآموزی» یا حتی آن چه را که می توان آن را «یادگیری مستقل» نامید برخوردار می شوند و مهارت های بیشتری را برای نظم دهی فرایندهای درونی خویش کسب کنند.
    به کار گیری اطلاعات در حل مسأله به روش خود آموزی
    مرحله اول: تشریح راهبرد و اهمیت به کار بستن آن:
    برای دانش آموز توضیح داده می شود که چنان چه هنگام حل مسأله از روش معینی استفاده نمایند می توانند مسایل ریاضی را به طور صحیح حل کنند و نمرات خوبی بگیرند.
    مرحله دوم:آموزش شناسایی کلمات کلید در مسایل ریاضی:
    در این مرحله برای دانش اموزان توضیح داده می شود اگر بخواهیم مسایل ریاضی را درست حل کنیم باید به صورت مسأله به دقت توجه کرده چون در هر صورت مسأله کلماتی وجود دارد که ما را برای حل صحیح مسأله راهنمایی می کنند که ما به این کلمات،کلمات کلید حل مسأله می گوییم.
    در یک جلسه کلمات کلید جمع (با هم، روی هم، این دو، و، در مجموع) در جلسه آموزشی بعدی کلمات کلید تفریق (مانده، کمتر از، باقی مانده)و به همین ترتیب در جلسات بعدی آموزش کلمات کلید ضرب(کمتر از داده و بیشتر را می خواهد) و کلمات کلید تقسیم (بیشتر را داده و کمتر را می خواهد) آموزش داده می شود.
    مرحله سوم: آموزش رویه خودآموزی در پنج گام:
    گام اول:
    مدل سازی شناختی: در این مرحله با جلب توجه دانش آموزان چگونگی حل مسأله را با استفاده از دفترچه کلید به عنوان یک وسیله کمک کننده به حل مسأله می پردازد.ابتداددر مورد این دفترچه کلید و نحوه کمک آن به ما در حل مسأله برای دانش اموز توضیح داده می شود.ابتدا معلم می گوید«حالا ببینم این دفترچه کلید چطور مرا راهنمایی می کند که مسأله را درست حل کنم.آن گاه شروع به خواندن دستورالعمل ها می کند.
    خواندن با صدای بلند:
    معلم با صدای بلند اولین دستورالعمل یعنی «از روی مسأله با صدای بلند بخوان»را تکرار می کند و می گوید«خب این دفتر چه کلید به من می گوید باید از روی مسأله با صدای بلند بخوانم» و سپس با صدای بلند شروع به خواندن صورت مسأله می کند.
    پیدا کردن اعداد و کلمات کلید مسأله:
    معلم پس از تکرار دومین دستورالعمل با صدای بلند یعنی«زیر اعداد و کلمات کلید خط بکش» می گوید:پس حالا باید زیر همه ی اعداد و کلمات کلید خط بکشم و ضمن نشان دادن با دقت،به صورت مسأله آن را به خوبی بررسی کرده و زیر موارد خواسته شده خط رنگی بکشم.
    بازنمایی مسأله:
    سومین دستورالعمل دفترچه کلید در برگه ی سوم عبارت است از «اعداد و کلمات کلید» را بنویس که معلم پس از تکرار آن می گوید «خب حالا باید اعداد و کلمات کلیدی را که در صورت مسأله پیدا کرده ام و زیر ان خط کشیده ام را برای خودم در زیر صورت مسدله بنویسم». ان گاه معلم شروع به نوشتن اعداد و کلمات کلید در زیر صورت مسدله می کند(البته معلم مرتب نوشتن اعداد یعنی ابتدا عدد اول و بعد عدد دوم مسأله را یادآوری می کند.
    تشخیص محاسبه صحیح:
    در این مرحله معلم چهارمین دستورالعمل دفترچه کلید یعنی«فکر کن و علامت مناسب کلمه ی کلید را بگذار» را با صدای بلند می خواندو سپس می گوید«باید به کلمه ی کلید نگاه کنم و بفهم باید چه علامتی(جمع تفریو یا ضرب و تقسیم) بگذارم» آن گاه به نشان دادن کلمه ی کلیدو تکرار آن مثلا می گو ید: کلمه ی کلید «روی هم» است. پس در مقابل آن علامت جمع می گذارم و علامت جمع را رو به روی کلمه ی کلید می نویسم.
    نوشتن جمله ی ریاضی و حل آن:
    معلم با خواندن پنجمین دستورالعمل دفترچه کلید «حالا مسأله را با دقت حل کن» تکرار می کند و می گوید:«برای این که بتوانم مسآله را درست حل کنم باید عددها را به ترتیب زیر هم بتویسم»و شروع به نوشتن اعداد با ترتیب صحیح در زیر هم می کند.آن گاه علامت کلمه ی کلید را هم در کنار جمله ی ریاضی می نویسد و ادامه می دهد «پس باید این عددها را با هم جمع کنم»
    بازبینی:
    معلم با تکرار آخرین دستورالعمل یعنی«به دقت بازبینی کن» می گوید:حالا باید ببینم مسأله را درست حل کرده ام یا نه، «پس برای این که بفهم مسدله را درست حل کردم یک بار دیگر نگاه می کنم تا مطمین شوم اشتباه نکرده ام و یا مرحله ای را فراموش نکردم» ان گاه،معلم با صدای بلند شروع به بررسی تک تک مراحل می کند پس از اطمینان از انتخاب درست اعداد و نحوه ی عملیات، تصمیم درست در انتخاب نوع محاسبه و صحت عملیات، در کنار پاسخ نهایی یک علامت یا تیک می گذارد و دور ان خط می کشد و ادامه می دهد آفرین به خودم مساله را درست حل کردم.
    گام دوم:
    راهنمایی بیرونی آشکار:
    معلم در این مرحله از دانش آموزان می خواهد تا هر کدام در پای تخته از دفتر چه کلید استفاده نمایند و رفتار معلم را در حل مسأله تقلید نایند و دانش آموزان دیگر او را مشاهده می کنند.
    گام سوم:
    خود راهنمایی آشکار
    در این مرحله دانش موزان به انجام تکالیف حل مسأله با صدای بلند می پردازند در حالی که معلم به طور مستقیم آن ها را راهنمایی نمی کند و تنها در موارد جزیی به تکمیل مراحل می پردازد.
    گام چهارم:
    خودراهنمایی کاهنده:
    در این مرحله از دانش آموزان خواسته می شود تا هنگام حل مسدله دستورالعمل ها را با صدایی آهسته بخوانند(معلم در این زمینه به عنوان الگو عمل می کند).هم چنین برای آنها توضیح داده می شود که سعی نمایند از دفتر چه کلید کمتر استفاده کنند. بنابراین از آنها خواسته می شود تا دفتر چه کلید را باز نکنند مگر در مواردی که در طی مراحل با اشکال مواجه شوند و یا مرحله ای را فراموش کنند.
    گام پنجم:
    خودآموزی نهفته:
    در ابتدای این مرحله از دانش آموزان خواسته می شود تا هنگام حل مسأله از دفترچه کلید استفاده نکنند مگر در موارد ضروری.
    لازم به توضیح است در کلیه ی مراحل معلم بر نحوه ی عملکرد دانش آموزان باید نظارت داشته و اشتباهات را تصحیح کند.
    منبع: سایت آموزش و پرورش استثنایی خراسان رضوی

    «مدلی از دفترچه کلید 6مرحله ای»

    اول

    از روی مسأله با صدای بلند بخوان

    دوم

    زیر اعداد و کلمات کلید خط بکش

    سوم

    اعداد و کلمات کلید را بنویس

    چهارم

    فکر کن و علامت مناسب کلمه کلید را بگذار

    پنجم

    حالا مسأله را با دقت حل کن

    ششم

    به دقت باز بینی کن

    0

    به جرات می توان گفت که تمام همکاران عزیز در یک مساله وجه مشترک دارند و آن این است که: چگونه می توانیم روش های نوین و جذاب را به تدریج جایگزین روش های سنتی و کسل کننده نماییم؟

    فراگیران به معلمانی عشق می ورزند که با آنها شادند و خلاقیت دارند. کودکان برای یادگیری آسان به روش های ساده و جذاب نیاز دارند که طی آن بدون اینکه خسته و بی حوصله شوند مطالب را به راحتی یاد گیرند.

    روش هایی که در این مقاله می آید، روش هایی است که کاربرد بسیاری داشته و با اجرای آنها انگیزه فراگیران افزایش یافته و با شور و اشتیاق در کلاس حضور می یابند. بسیاری از وسایل اجرای این روش ها را می توان از وسایل غیر مصرفی و دور انداختنی تهیه و از این روش ها بهره جست. البته آموزگاران محترم می توانند قبل از اجرا یک روش مناسب از این روش ها انتخاب کرده و با تهیه وسایل لازم به اجرای روش انتخابی در کلاس بپردازند.

    راهکارهای کلیدی برای استفاده ی بهتر از روش های انفجاری تدریس

    1- نگرش مثبت: علیرغم اینکه همه ی معلمان عزیز می خواهند بهترین و موثرترین روش های تدریس را بکار ببرند، ولی هیچ معلمی هیچگاه از پیشنهاد ها و ارائه روش های جدیدبی نیاز نیست. بنابر این همیشه سعی کنیم دید مثبتی به روش ها و راهکارهای ارائه شده داشته باشیم.

    2- پاسخ به نیازهای دانش آموزان: یعنی اینکه دانش آموزان چه چیزی را بیشتر دوست دارند؟ چه چیزی آنها را به فعالیت بیشتر بر می انگیزد؟ چه چیزی آنها را از فعالیت در کلاس باز می دارد؟ بنابراین روشی را انتخاب کنیم که بیشترین بهره را به فراگیران بدهد. در این مورد نقش شناخت معلم از فراگیران بسیار کلیدی خواهد بود.

    3- از روشهای تدریس به صورت متناوب و منظم استفاده کنیم چرا که استفاده از یک روش به صورت تکراری باعث کم رنگی علاقه فراگیران خواهد شد. بنابراین می توانیم در طول هفته از روش ها به صورت یک روز در میان استفاده کنیم.

    4- در تغییر و اصلاح روش ها خودمان را آزاد بدانیم. چرا که هر معلم می تواند بر اساس موقعیت جغرافیایی، امکانات و محل مدرسه و شرایط دیگر هر روشی را تغییر یا اصلاح کند.

    5- قید و بندهای خود را کنار گذاشته و سعی کنیم طوری فکر نماییم که قبلا نمی کردیم.

    6- باز هم سعی کنیم. اگر اجرای یک روش بازخورد خوبی نداشت، بار دیگر و در موقعیتی دیگر همان روش را اجرا کنیم. چرا که متغیرهای زیادی در کلاس وجود دارد ما قادر به کنترل آن نیستیم. بنابر این متغیر های مزاحم را شناخته و اگر پس از اجرای مجدد روش به این نتیجه رسیدیم که آن روش از کارآ یی مفیدی بر خوردار نیست، آن روش را کنار بگذاریم.

    7- فکر استفاده از مواد دور انداختنی و غیر مصرفی را گسترش دهیم. در انباری ها و زیرزمین خانه ها و مدارس موادی هستند که می توانیم از آنها در جریان آموزش استفاده کنیم.

    8- در جمع آوری ابزارهای لازم برای استفاده در کلاس در اندیشه کاربردی بودن، قابل نگهداری بودن و در دسترس نگهداشتن آنها باشیم.

    9- برای تهیه ابزارها ی آموزشی از خود فراگیران کمک بگیریم. برای این کار می توانیم کتاب را با دانش آموزان بررسی کنیم و وسایلی را که فراگیران می توانند تهیه کنند، بین آنها تقسیم کنیم. با این کار فراگیران از ابتدا در جریان یک فعالیت هدفدار قرار می گیرند.

    10- آموزگاران محترم می توانند با یادداشت کردن روش های آموزشی خود و جمع آوری آنها به صورت یک مجموعه مطلوب و جذاب، در انتقال تجربیات خود به دیگر همکاران سهمی اساسی و سازنده در پویایی تعلیم و تربیت کشور عزیرمان داشته باشند.

    نمونه ای از روشهای انفجاری تدریس

    بالا بردن انگیزه در یادگیری فراگیران

    1- به گردنت بنداز: طنابی را به یک تخته کوچک وصل کرده و یک تخته نمایشی بسازید. تصاویر یا مفاهیم مربوط به یک درس را به تخته بچسبانید و در کلاس قدم بزنید و بدین وسیله پیام های خود را انتقال بدهید. با این فعالیت فراگیران به یادگیری مطالب علاقه مند می شوند. می توان به جای تخته از مقوای ضخیم نیز استفاده کرد.

    2- پیام ما اینه: پیامهای درسی را روی مقواهای مختلف و رنگی نوشته و به صو رت ابر یا شکل های مختلف ببرید و هر کدام را به یک تکه چوب وصل کنید و هر کدام را به یک دانش آموز بدهید و از آنها بحواهید چوب های خود را بالا برده و پیام را بخوانند و یا در کلاس راه بروند تا دانش آموزان پیامها را ببینند.

    3- نصفه دیگه کو (روش استفاده از پازل = جورچین): پیامها و تصاویر مربوط به درس را روی کارتهای رنگی نوشته و آنها را به دو نیم تقسیم کنید. کارتها را بین بچه ها پخش کنیدتا هر کس نصف گم شده اش را پیدا کند. سپس هر پیام توسط دو نفر مربوطه خوانده شود.

    4- طناب کشی در کلاس: یک طناب از یک تابلو به گوشه دیگر وصل کرده و تصاویر یا پیامهای درس را روی مقوا و یا... نوشته و با گیره لباس به طناب وصل کنید.

    5- توپ بازی: پیامهای درس را به یک توپ پلا ستیکی بچسبانید. توپ را به دانش آموزان پاس دهید و از آنها بخواهید که پیام درس را بخوانند و سپس توپ را به شما برگردانند. با پاس دادن توپ، پیامها و اطلاعات را از یکی به دیگری انتقال دهید تا درس به پایان برسد. برای جلوگیری از اتلاف وقت یک پاکت نامه به توپ بچسبانید و هر بار پیام ها را داخل پاکت بگذارید.

    6- اشاره کنید. جهت تاکید بر مطالب درسی یا مشخص کردن مفاهیم می توانید از یک اشاره کننده (چوب نشان) استفاده کنید. این می تواند ازیک قطعه چوب و عصا و آنتن رادیو یا.... باشد. با این کار توجه فرا گیران بیشتر به شما جلب خواهد شد. می توانید روی آن را با نوار های رنگی یا....تز ئین کنید.

    7- مچاله کنید. پیام های درسی را مچاله کرده و مانند توپ به طرف دانش آموزان پرتاب کنید و با این کار پیام های درس را به بچه ها انتقال دهید.

    8- بلند بخوانیم: مفاهیم سوالات و جملات درس را با ما‍‍‍‍‍‍‍‍ژیک روی یک نوار کا غذی بزرگ بنویسید و به کمک دو دانش آموز مطالب را با دانش آموزان بلند بخوانید.

    9- پیام ها پشت صندلی: یک ردیف صندلی در جلو تابلو چیده و پیام ها یا سوالات و یا تصاویر مورد نظر را پشت صندلی چسبانده و پس از نام بردن موضوع یا تدریس موضوع، دانش آموز پیام را به فراگیران نشان دهد.

    10- هنر نوشتن: از روش های متفاوت برای نوشتن استفاده کنید. خط شما تاثیر مهمی در انگیزش دانش آموزان دارد و شما را در رساندن پیام کمک می کند. موارد زیر می تواند در نوشتن بر انگیزاننده باشد:

    حروف را در شکل ها و اندازه های متفاوت بنویسید.

    از خطوط منحنی، زاویه دار و شیب دار برای نوشتن استفاده کنید.

    از گچ یا ماژیک های رنگی استفاده کنید.

    از حروف بالونی یا توخالی استفاده کنید.

    منبع:

    روشهای انفجاری تدریس، تالیف رندی مو برگ، ترجمه پرویز امینی

    0
    آموزش کودکان آهسته گام از ابتدا گرفتار تغییرات، مباحثات، تعصبات و فشارهای زیادی بوده است. علت گرفتاری‌های نامبرده این است که اهمیت آموزش و پرورش این دسته از کودکان بیشتر از کودکان عادی است زیرا کودکان عادی می‌توانند از بهره هوشی و استعدادهای بالقوه خود استفاده کنند ولی آهسته گام ها به این امر قادر نبوده و نیاز به مراقبت و توجه دارند. این کودکان در هر سطحی که باشند می‌توانند از تعلیم و تربیت بهره‌مند شوند. به‌طور مثال کلاس‌های تحریک نوزاد برای معلولین جسمانی از بدو تولد تا سه سالگی با شرکت والدین برای روش‌های تحریک رشدی و بازی با نوزادان و همچنین کلاس‌های پیش از دبستان برای کودکان سه تا شش ساله و یا برای کودکانی که سن عقلی کمتری دارند و حداقل از یک‌دوم تا سه‌چهارم هوشبهر عادی برخوردار هستند تربیت یافته است. ایجاد اینگونه مدارس اولاً باعث می‌شود که کودکان قبل از رسیدن به سن ورود به مدرسه ارزیابی و شناسائی دقیق‌تری بشوند و در ثانی‌ به خانواده‌ها آموزش داده شود که برنامه‌ها را طوری ترتیب دهند که لااقل باعث شدت و پیشرفت بیماری نشوند (وجود مهد کودک، کودکستان و کلاس‌های آمادگی) بیشتر بدین‌منظور است.
    بسیاری از والدین قبل از مراجعه به پزشک و حتی قبل از ورود کودک به دبستان اطلائی از نارسائی هوشی و فعالیت‌های ذهنی او ندارند.
    پزشکی که کودک را معاینه می‌کند و تشخیص عقب‌ماندگی را می‌دهد و می‌خواهد این مسئله بزرگ و مشکل بلندمدت را با خانواده کودک در میان بگذارد باید دارای دانش و آگاهی از جنبه‌های گوناگون پزشکی، اجتماعی، تربیتی و رفتاری این نوع کودکان داشته و اطلاع کافی از دستگاه‌ها، خدمات محلی موجود و روانشناختی خانواده داشته باشد.
    پزشک به‌علاوه باید شخصی صبور، با تجربه در حوزهٔ بالینی و تجربی عقب‌ماندگی، علاقه جهت کار کردن با اینگونه کودکان و کمک به والدین و حساسیت به نیازهای واقعی خانواده داشته باشد. اینگونه تجربیات و دانش‌ها را نمی‌توان در کلاس درس آموخت بلکه دستیابی به آنها متضمن آموزش در مورد عقب‌ماندگی ذهنی، مشاوره، آشنائی به برنامه‌ریزی‌های خاص اینگونه افراد و بالاخره آشنائی به زندگی کودک عقب‌مانده و خانواده و خطراتی که هر دو را تهدید می‌کند می‌باشد. از اینکه مؤسسات نگهداری و مدارس استثنائی شلوغ و وضع خوبی ندارند و همچنین متقاعد کردن والدین به انتقال کودک به اینگونه مؤسسات که بهتر از خانه ماندن است مسائلی هستند که کار هر کس نیست. اکثراً آموزگار در سر کلاس متوجه می‌شود که کودک در یادگیری استعداد چندانی ندارد و فوراً تصمیم می‌گیرد که او را به رئیس مدرسه معرفی کند، آموزگار کم‌تجربه، والدین ناوارد و نامطمئن، آزمایش‌ها و آزمون‌های نامتناسب و عجولانه باعث ارزیابی غلط شده و خانواده را مجبور می‌کنند که کودک را به مدارس استثنائی معرفی کنند و این عمل جز شانه خالی کردن از مشکلی که مسئولین مدارس عادی نمی‌خواهند با آن مواجه شوند نیست. بارها در بیماران خصوصی دیده‌ایم کودکی را که عقب‌مانده قلمداد کرده‌اند و معلم از پذیرفتن او در کلاس درس سرباز زده با قدری تدریس اضافی در منزل و یا آموزگار دیگر موفق شده و نمراتی در حد قابل کلاس آورده که حتی خود آموزگار تعجب کرده است که این همان شاگرد است!
    هیچ‌کس نمی‌تواند منکر این باشد که آموزش مناسب و در خور توانائی مفید است و تبعیض در بین شاگردان غیرعاقلانه است. پس تلاش مدارس در آموزش این کودکان باید متناسب با علایق بر نیازها و توانمندی و اهداف شغلی آنان باشد و بهترین تضمین گماردن کادر آموزشی با تجربه، دلسوز و متخصص در امور تدریس اینگونه کودکان و روانشناسانی است که در ارتباط با والدین تصمیماتی بگیرند که به حال کودک بیشترین فایده را داشته باشد. آموزش و پرورش کودکان عقب‌مانده ذهنی در حال تغییرات سریعی است و آموزگاران و متخصصین در این رشته در حال توسعه است که همگی نوید بخش آینده خوبی است.
    در بعضی کتب درباره روان درمانی کودکان عقب‌مانده ذهنی صحبت می‌شود ولی کمبود پرسنل و تسهیلات لازم، عدم توانائی‌های درکی، کلامی و عدم کنترل رفتار و... باعث عدم نتیجه می‌شود ولی اجراء روش‌هائی مانند بازی درمانی، نمایش، موسیقی، نقاشی، نمایش‌های هنری و روان‌ درمانی‌های گروهی کودکان و خانواده اکثراً نتیجه مبهم، گاهی ناراحت‌کننده و ندرتاً مفید و ثمربخش گزارش شده است. البته بهبودی‌های اندک موجب تغییرات رفتاری و سازگاری بهتر و امکان در خانه ماندن و یا برگشت به مدارس عادی را فراهم کرده است.
    شاگردان گروه آموزش‌پذیر معمولاً پس از رسیدن به کلاس‌های چهارم و پنجم مشکل‌آفرین می‌شوند. اگرچه از ابتدا نیز مشکلات درسی و تطبیقی داشته‌اند. این مسئله در کلاس‌های راهنمائی بیشتر به چشم می‌خورد اجباراً نوجوانان به سبب شکست پی‌درپی دچار بی‌علاقه‌گی شده و ترک تحصیل کرده و به کارگاه‌های حرفه‌ای و کسب مهارت‌های شغلی می‌پردازند. راهنمائی و گماردن اینگونه شاگردان در مدارس حرفه‌ای و کار با ابزارآلات مکانیکی باعث سازگاری، بهداشت روانی و پیشگیری از ناسازگاری‌های بعدی نوجوانان می‌شود.
    0
    مغز و ریاضی
    در حدود 6 درصد کودکان در سنین مدرسه دچار اختلال ریاضی هستند.
    نیمکره راست مغز: قدرت حل معما، خلاقیت و کشف کردن،جهت یابی دارد.حس لامسه و درک اشیا سه بعدی به این قسمت مربوط است. این نیمکره به فرآیندهای ادارکی، تصور، تجسم، خیال پردازی، شناخت رنگ و موسیقی و هنر، می پردازد و کل نگر است. نیمکره راست ابتداء کل را می بینید و بعد اجزا آنرا تشخیص می دهد سمت راست مغز اساس خلاقیت را تشکیل می دهد. اکثر سیاستمداران و هنرمندان راست مغزهستنند.
    نیمکره چپ مغز:قدرت درک ریاضیات و فلسفه،نظم و طبقه بندی و پردازش اطلاعات را دارد. با جزئیات سرو کار دارد. مرکز به یاد سپردن کلمات و اعداد است. این بخش از مغز ریاضی دانان و فلاسفه و زبان شناسان، فعالتر و بر نیمکره راست، غالب است. این نیمکره به فعالیتهایی همچون ریاضیات، زبان و منطق، حافظه، طبقه بندی ها تحلیل و …اختصاص دارد. و به جزئیات امور توجه دارد.نیمکره چپ مغز، ابتدا اجزا را دیده و سپس آنها را ترکیب نموده و کل را می سازد.نیمکره چپ مغز، مربوط به هوش است.اکثر حسابداران، وکلا و طراحان بیشتر از سمت چپ مغز خود استفاده می کنند. برتری یک نیمکره از مغز بر دیگری به معنی عدم استفاده ازنیمکره دیگر نیست، و هر دو نیمکره با هم ارتباط دارند، و در مجموع فعالیت دو نیمه مغز با هم ٬ شخصیت فرد را می سازند.
    اهداف آموزش ریاضی
    الف) اهداف پرورشی: مهمترین وظیفه آموزش ریاضی تربیت دانش‌آموز است تا بتواند در زندگی،مسائل خود را حل نماید.
    ب) اهداف آموزشی: دانش آموز با تکنیک‌های محاسباتی مورد نیاز در مدرسه و خارج از مدرسه آشنا شود.و در زندگی روز مره بکار بگیرد.
    ج) اهداف فرهنگی: ریاضی بخشی از فرهنگ بشری است لذا یادگیری آن در زندگی بسیار ضروری است.ریاضی دانان و نوابغ کشور ما همواره الگوهای مهمی برای سایر کشورها می باشند.
    د) اهداف عاطفی: یادگیری ریاضی،موجب فعالیت‌های ذهنی و تقویت حس کنجکاوی ونیز حس ظرافت و ادارک می شود. موریس کلاین می‌گوید: (ریاضیات عالی‌ترین دستاورد فکری و اصیل‌ترین ابداع ذهن آدمی است).
    علل مشکلات ریاضی:
    1- ضعف در مهارتها ی زبانی: نقص در درک عملیات ریاضی، مفاهیم و رمز گشایی یا حل مسائل نوشته شده با نمادهای ریاضی.
    2- ضعف در مهارت های ادراکی: مثل:خواندن نمادهای عددی یا علائم حسابی و طبقه بندی اشیا ء و یا ادراک فضایی.
    3- ضعف در مهارتهای توجه: مثل رونویسی درست از اعداد و اشکال، به یا د سپردن عددی که به ستون بعد اضافه می شود و رعایت علائم ریاضی.
    4- ضعف درمهارتهای ریاضی: ضعف در محاسبات ریاضی(جمع-تفریق و...) شمارش اشیا ء و یادگیری جدول ضرب. ویا در ک مفاهیم متضاد مانند: سبک و سنگین، بسته و باز، پر و خالی، چپ و راست؛ دور و نزدیک، درک ارزش پول، درک زمان (گفتن ساعت) و جهت یابی.
    5- مشکلات عصب شناختی و شخصیتی و عوامل فیزیولوژیکی.
    6- عملکرد پایین هوش غیر کلامی(هوش عملی).
    7- آموزش ضعیف در کلاس درس.
    8- عدم علاقمندی به درس ریاضیات
    9- ضعف در یک یا چند فرایند روانی پایه یعنی مراحل یادگیری: مانند:دقت-ادراک-حافظه
    10- عدم تثبیت غلبه طرفی مغز(کودک برخی کارها را با سمت چپ و برخی دیگر را با سمت راست بدن انجام می دهد.مثلا: با دست راست می نویسد ولی با پای چپ توپ را می زند و مواردی از این قبیل).
    11- تاخیر در رشد.مراحل رشد بخوبی طی نشده است و یا در آن وقفه ایجاد شده است.
    12- عوامل محیطی(خانواده و معلمان).نقش فضا و مکان، نقش کلاس‌های خصوصی، کمبود وسایل آموزشی ریاضی، و...
    13- عوامل ژنتیکی.
    14- عوامل بیوشیمیایی (قبل از تولد-حین تولد-بعد از تولد)
    15- ضعف در هماهنگی چشم و دست.
    علایم اختلال ریاضی
    - شمارش طوطی وار: کودک در شمارش اعداد مشکل دارد.
    - عدم درک مفهوم عدد: مثلا کودک مفهوم عدد 5 را نمی داند یعنی نمی تواند 5مهره را جدا کند.
    - عدم درک ارزش عددی: کودک نمی داند 4 از 5 بزرگتر است و بر عکس.
    - مشکل در خواندن عدد: ممکن است در خواندن اعدادویا خواندن اعداد شبیه به هم اشتباه کند مثلا 2و 3، 4و6 یا جهت خواندن را رعایت نمی کند مثلا 12 را 21 می خواند.
    - مشکل در کپی عدد: هنگام رونویسی عدد مشکل دارد.
    - مشکل در نوشتن عدد: نوشتن عدد نیاز به استفاده از حافظه دارد. بنابراین گاهی کودک شکل عدد را فراموش می کند و یا اعداد شبیه به هم را اشتباه می نویسد. مثلا 3 را 2 می نویسد (مربوط به توجه) یا شکل عدد را نمی داند یعنی 3 را 5 می نویسد. گاهی مشکل مربوط به جهت یابی است و عدد را وارونه می نویسد.
    - علامتها را نمی شناسد: کودک نمی داند + یعنی جمع بنابراین ممکن است اشتباه کند مثلا: 1=2+3
    - مفهوم عملیات را نمی داند: جمع و تفریق را با هم اشتباه می کند.
    - اشکال در نحوه عملیات: گاهی کودک هنوز از انگشتان برای عملیات استفاده می کند، این موضوع در سطوح بالاتر مانند جمعهای اعداد دورقمی و... مشکلات بیشتری را بوجود می آورد..
    - اشکال در درک ارزش مکانی.
    - مشکل در حل مساله: گاهی کودک علیرغم اینکه عملیات ریاضی را می داند٬، در درک مسایل ریاضی مشکل دارد و نمی تواند روابط بین اجزای مساله را درک کند.
    - در درک زمان مشکل دارد.
    - در شمارش پول مشکل دارد.
    -در مهارتهای محاسباتی (جمع-تفریق-ضرب-تقسیم-کسر و...)مشکل دارد.
    تمرینات مختلف جهت تقویت مهارتهای ریاضی
    یکی از دلایل اختلال ریاضی مربوط به اختلال در مراحل رشدی کودک است.بدین معنی که کودک مراحل رشد خود را بخوبی طی نکرده ویا خیلی دیر به این مرحله رسیده است.مثلا کودک در 9 ماهگی هم قادر به نشستن نبوده است.و یا والدینش وی را مجبور کرده اند که در 4 ماهگی بنشیند. (این مرحله از رشد می بایستی در 6 ماهگی اتفاق بیفتد) و بسیاری موارد دیگر... که اصطلاحا به آن " تاخیر در رشد" می گویند.لذا برخی از تمرینات ذیل جهت جبران مراحلی است که کودک بخوبی طی نکرده است. این تمرینات جهت تقویت نیمکره های مغزی بکار می روند که نهایتا در بهبود عملکرد مغز و در نتیجه پیشرفت در ریاضیات تاثیر فراوان دارند.زیرا عدم غلبه طرفی مغز نیز از علل بوجود آورنده اختلال ریاضی است.
    تمرینات حرکتی در منزل و یا مراکز مشکلات ویژه یادگیری:
    1- قدم زدن به جلو – عقب – پهلوها و پریدن.(جهت تقویت مهارتهای حرکتی)
    2- سینه خیز رفتن.
    3- راه رفتن ریتمیک و شمارش مستقیم و معکوس.(تقویت دقت)
    4- کشیدن شکل و حروف روی قسمتهای مختلف بدن با انگشتان و حدس زدن.(دقت-ادراک-تجسم فضایی)
    5- پرتاب توپ به هدف به تناوب با هر دو دست (جهت تقویت دقت و هماهنگی چشم و دست).
    6- پرتاب توپ به طرف یکدیگر همواره با نام بردن.
    7- ضربه به توپ با دست راست، چپ، هر دو دست.
    8- تنفس عمیق به علاوه گوش دادن به موسیقی.(دقت)
    9- راه رفتن با چشم بسته و حدس زدن جای اشیاء.(دقت-حافظه)
    10- چرخاندن میله و حرکات بالا و پایین رفتن با انگشتان.
    11- تمرین چرخش مداد در دست با چپ و راست.
    12- آموزش خلاقیت و تحریکات یکپارچکی حسی.
    13- گوش دادن به موسیقی با چشم بسته.(دقت)
    14- مچاله کردن کاغذ با هر دو دست و پرتاب آن.
    15- گفتن لطیفه و به خاطر سپاری آن (حافظه)
    16- آشنایی و کار با با چرتکه (بدون توجه به این موضوع که: چرتکه در زمانه فعلی قابل استفاده نیست)
    17- بستن چشم و پیدا کردن راه تمرین مداد شمعی(دقت-ادراک-حافظه)
    18- آموزش خلاقیت در زمینه های مختلف.
    19- تمرین حرکات چشم با دنبال کردن چراغ قوه.(دقت بینایی).
    20- راه رفتن با چشم بسته (تعادل-دقت)
    21- تاکید روی فعالیتهای دستی.
    22- لی لی کردن با هر پا به صورت جداگانه (تعادل-تثبیت غلبه طرفی مغز)
    23- چرخاندن توپ روی بدن.(دقت-تعادل)
    24- تمرین ایستادن روی شانه جهت حفظ تعادل.
    25- حرکت پاها بصورت دو چرخه.(تقویت مهارتهای حرکتی)
    26- راه رفتن با کتاب روی سرو پرش در این حالت(حفظ تعادل)
    آموزش مهارت اجتماعی (مانند: آشنایی به عابر بانک، خرید کردن-پول دادن و...).
    27- تن آگاهی (شناخت قسمتهای مختلف اعضای بدن مانند:دست راست-چشم چپ-پای راست-گوش چپ و...)
    28- پرتاب کردن و گرفتن توپ(دقت-هماهنگی چشم و دست-تقویت مهارتهای حرکتی).
    29- تمرینات تعادل (ایستادن روی یک پا- راه رفتن روی تخته تعادل-لی لی کردن و...)
    راهکارهای آموزشی
    1- آموزش مطالب درسی با توجه به پایه تحصیلی.
    2- آموزش مفاهیم (بزرگ-کوچک -کم-زیاد و...).
    3- شناخت و رسم اشکال ساده هندسی با توجه به پایه تحصیلی.
    4- عدد نویسی (از هر پایه و هر جایی که مشکل دارد). مثلا اگر دانش آموز پایه پنجم در شناخت اعداد دو رقمی مشکل دارد. می بایستی تمرینات پایه دوم به بالا را با وی کار کرد.
    5- تقویت دقت بینایی با استفاده از تمرینات مختلف.
    6- تقویت دقت و حساسیت شنوایی.
    7- تقویت حافظه بینایی.
    8- تقویت حافظه شنوایی (شعر خوانی-گفتن چند جمله و یا چند کلمه و تکرار آنها توسط کودک).
    9- استفاده از پازل جهت تقویت دقت و ادراک کودک.
    10- طبقه بندی تصاویر،وسایل،و... در شکلها و اندازه های مختلف.
    11- کار با ماز (جهت تقویت دقت-ادراک-هماهنگی چشم و دست).
    12- پرتاب حلقه جهت هماهنگی چشم و دست و نیز تقویت دقت.
    13- بازی با دارت (تقویت دقت).
    14- بازی با مینی بسکتبال(دقت-هماهنگی چشم و دست).
    15- چسباندن اعداد مغناطیسی روی وایت بردو عدد نویسی با آنها.
    16- نخ کردن مهره ها در یک رنگ و یا بصورت متناوب در رنگهای مختلف مثلا:
    یکی آبی-یکی زرد-یکی سبز...دوباره یکی آبی-یکی زرد-یکی سبز و...(دقت و تقویت توالی دیداری)
    17- کامل کردن تصاویر ناقص.(جهت تقویت ادراک-دقت-هماهنگی چشم و دست-تجسم فضایی)
    18- شناخت جهات مختلف مانند:راست-چپ-بالا-پایین و... جهت تقویت تجسم فضایی.
    19- شکل سازی و یا عدد نویسی با خمیربازی.
    20- بریدن و چسباندن اشکال مختلف هندسی.
    21- نقاشی کردن و کپی کردن تصاویر و اعداد مختلف.
    22- ردیف بندی اشیاء با توجه به رنگ-شکل و یا اندازه آنها.
    23- شناخت تفاوتها و تشابهات تصاویر و یا اشیاء.
    24- تمرینات نگهداری ذهنی(طول-شکل-اندازه و...).
    25- تمرینات مربوط به وزن-مساحت-اندازه.
    26- تمرینات شناخت زمان(روز-ماه-سال-ساعت-هفته-دقیقه-ثانیه و...).
    27- وصل نقطه چین های اشکال و یا اعداد.
    منبع: وبلاگ آموزشی و پرورشی
    0
    مقدمه
    در میان تمامی نارسایی‌ها، نارسایی ذهنی؛ شایع ترین است. سایر اصطلاحاتی که اغلب برای توصیف چنین نارسایی بکار برده می‌شوند عبارتند از: نارسایی تحولی، عقب مانده‌گی ذهنی، معلولیت ذهنی یا مشکلات یادگیری شدید. این نارسایی بر تمامی جنبه‌های تحولی کودک تأثیر می‌گذارد. این کودکان از نظر جسمانی کندتر رشد می کنند، کندتر زبان می‌آموزند، کندتر یاد می گیرند از خود مراقبت کنند و نیز کندتر بر مهارتهای تحصیلی تسلط می‌یابند. در هر حال، این افراد بیماری روانی ندارند. این اصطلاح هنگامی کاربرد دارد که افراد سالم، دچار نوعی بیماری شوند که بر خلق، عواطف و رفتارهایشان تأثیر بگذارد. البته چنان افرادی نیز با درمان مناسب معالجه خواهند شد.
    در برخی کودکان، آسیبدیدگی ذهنی از بدو تولد یا مدت کوتاهی بعد از آن قابل تشخیص است، اما در مورد بسیاری از آنان، آسیب دیدگی ذهنی تا هنگام ورود کودک به مدرسه ناشناخته باقی خواهد ماند. هر چند که در اغلب موارد علائم هشدار دهنده از سنین خردسالی وجود دارند. برخی کودکان ممکن است نارسایی هایی بسیار شدیدی داشته باشند و ممکن است آسیب دیدگی‌های دیگری نظیر صرع، مشکلات بینایی و شنوایی نیز داشته باشند. گاهی اوقات این کودکان را کودکان نارسایی عمیق یا چند معلولیتی می نامند.
    با این حال تعداد بسیار زیادی از کودکان دارای نارسایی‌های ذهنی فقط به میزان خفیف یا متوسط دچار این مشکلات هستند (تخمین کلی از تعداد آنها 2 درصد است). ممکن است در مورد این کودکان هیچ دلیل جسمانی برای نارسایی‌شان وجود نداشته باشد.
    این کودکان در مقایسه با سایر کودکان هم سن خود:
    دامنه توجه کوتاه‌تری دارد؛
    حافظهٔ ضعیف تری دارد؛
    بیش فعال، پرخاشگر یا آشفته است؛
    بی‌حس و بی تفاوت است.
    علائم هشدار دهنده در خواندن و نوشتن:
    در سن 5 سالگی یا یک سال پس از ورود به مدرسه، کودک:
    در نسخه برداری از اشکالی مانند دایره ها و مربع ها، دچار مشکل است؛
    در انجام فعالیت های ساده ای مانند جور کردن اشکال با محل هایشان در یک صفحهٔ دارای آن اشکال و صفحه ای که جای اشکال در آن کنده کاری شده، مشکل دارد؛
    در تشخیص و تمایز گذاری بین حروفی‌از قبیل د و ذ، مشکل دارد؛
    در حفظ توالی حروف و کلمات در کلمه سازی یا جمله سازی با کارت‌های آموزش حروف و کلمات دچار مشکل است؛
    در تکرار 5 عدد یا کلمه بلافاصله پس از بیان آنها توسط فرد دیگر، توالی صحیح را نمی‌تواند حفظ کند.
    علل نارسایی‌های ذهنی
    1) آسیب دیدگی ژنتیکی.
    2) آسیب دیدگی در رحم.
    3) آسیب در حین تولد یا مدت زمان کوتاهی بعد از آن
    4) حوادث و بیماری ها
    5) علل اجتماعی
    فعالیت هایی که معلمان می توانند انجام دهند
    الف) انطباق‌های کلاسی
    معلمانی که در مورد آموزش به کودکان دچار نارسایی ذهنی و دشواری های یادگیری در کلاسشان تجربه دارند، توصیه می‌کنند که:
    محرک‌هایی را که باعث حواس پرتی کودک می شوند کاهش دهید(روی میز را خلوت کنید)
    کودکانی که به دویدن در فضای کلاس تمایل دارند را کنار دیوار بیشانید و کودکان بزرگتر را در کنار آنها قرار دهید. همچنین می توانید وظایفی را بر عهدهٔ آنها بگذارید که برای انجام دادن آنها در داخل کلاس و مدرسه رفت و آمد کنند تا بدین طریق رفت و آمدها آنها آشفتگی ایجاد نکند. چنین وظایفی می توانند توزیع ورقه ها، دفترها و مواد مورد نیاز را شامل شوند.
    تلاش کنید همکاری یک فرد داوطلب را جلب کنید تا در روزهای خاصی به منظور فراهم آوردن کمک فردی برای این کودک، به کلاس بیاید. همچنین می‌توانید از فرد داوطلب بخواهید با بقیهٔ دانش آموزان کلاس به فعالیت‌بپردازد تا شما بتوانید با آن کودک کار کنید. حتی برای مقاطع کوتاه. فرصت هایی را جهت کار فردی با کودک پیدا کنید. برای نمونه، هنگامی که سایر کودکان مشغول انجام تکالیف دیگری هستند. در طی این زمان تلاش کنید، محرک‌های مزاحم مانند سرو صدا را کاهش دهید و اشیایی را که برای آن در درس نیاز ندارید، از میدان دید کودک خارج کنید.
    راهبردهای آموزشی
    فعالیتی را که می‌خواهید کودک انجام دهد، به او نشان دهید، نه این که فقط آن را بیان کنید.
    هنگام ارائه دستور العمل ها از واژه‌های ساده استفاده کنید و اطمینان حاصل کنید که کودک منظور شما را فهمیده است.
    به جای انجام فعالیت‌های مداد و کاغذی(نوشتاری) از اشیاء واقعی که کودک بتواند آنها را حس و دستکاری کند، استفاده کنید. تلاش کنید درس ها را با تجربیات کودک و زندگی روزمرهٔ او ارتباط دهید.
    در هر زمان تنها یک فعالیت را انجام داده و آن را کامل کنید. روشن کنید در چه زمانی یک فعالیت تمام شده و فعالیت جدید شروع می‌شود.
    تکلیف را به گام ها یا اهداف یادگیری کوچک، تقسیم کنید. پیش از پرداختن به گام دشوار از کودک بخواهید فعالیت را با آنچه می تواند انجام دهد آغاز کند. اگر با مشکلاتی مواجه شد، به مرحلهٔ آسان تری برگردید. برای نمونه، در یادگیری ترسیم یک دایره، کودک می تواند در ابتدا داخل دایره‌ها را رنگ کرده، سپس نقاط تشکیل دهندهٔ یک دایره را به هم وصل کند. پس از آن از اشکال دایره های یک مجموعهٔ نمونه، نسخه برداری کند و مانند آن.
    هنگامی که کودک موفق شد، تشویق و ترغیب کافی را برای او فراهم کنید.
    برای انجام آن تکلیف به کودکان تمرینات بیشتری بدهید. به این کار" پر یادگیری" می گویند، این کار موجب می‌شود اطمینان پیدا کنیم که کودک بر آن مهارت تسلط یافته و اعتماد به نفسش بیشتر شده‌است. در هر حال، منطقی باشید. بسیاری از افراد دچار نارسایی‌های ذهنی از روزهای حضورشان در مدرسه، به عنوان " روزهایی پر از تکرار بیش از حد چیزهای مشابه، بدون آن که چیز جدیدی بیاموزند"،یاد می‌کنند.
    کودکان نیاز دارند که این مهارت را با مواد مختلف تمرین کنند. به عنوان نمونه: خواندن کلماتی که روی کارت ها، بر روی صفحات تمرین و در کتاب‌ها، نوشته شده اند. می توان نوشتن را بر روی ماسه، با انگشتان آغشته به رنگ یا به کمک مدادهای رنگی، مداد و خودکار تمرین کرد. نام این کار تعمیم دادن یادگیری کودکاست.
    کمک یک از اعضاء خانواده که می تواند در انجام تکالیف خانه به او کمک کند را جلب کنید. او آن چه را در هر روز در کلاس انجام شده است، مرور می کند.
    یکی از کودکان کلاس را به عنوان همکار کودک تعیین کنید تا بتواند توجه وی را به تکالیف جلب کند و در انجام فعالیتهای کلاسی او را یاری دهد. این همکار را از بین دانش آموزان توانمندتر کلاستان انتخاب کنید. این دانش‌آموزان تواناتر می توانند هنگامی که کار خودشان را تمام کردند، در انجام تکلیف، کودک کندتر را یاری دهند. تکالیفی را تعیین کنید که همهٔ دانش‌آموزان کلاس بتوانند در سطح خود در انجام آنها مشارکت داشته باشند و به صورت جمعی بر روی آن تکالیف کار کنند. تکالیفی را برای هر یک از افراد گروه تعیین کنید.
    به نحوی که همهٔ یادگیرندگان در گروه بر مشارکت کودک دچار نارسایی ذهنی متکی باشند. همچنین می توانید از سایر دانش‌آموزان بخواهید هنگام زنگ تفریح در استفاده از توالت و مانند آن کودک مزبور را یاری دهند. در هنگام انجام تکالیف فردی، تعدادی از فعالیت‌ها که کودک از آنها لذت می برد و می تواند به طور فردی آنها را انجام دهد، فراهم کنید تا او مزاحم سایر دانش آموزان نشود.
    از رفتارهای نامطلوبی که کودک آنها را برای جلب توجه شما انجام می دهد، چشم‌پوشی کنید. هنگامی که رفتار کودک پذیرفتنی است او را تشویق کنید و مورد توجه قرار دهید.
    منبع: دانشنامه رشد
    0

    والدین باید نقش خود را به عنوان معلمان طولانی مدت کودک بپذیرند و پذیرفتن این نقش مستلزم آن است که بین خانه و مدرسه همکاری و ارتباط بیشتر و فعال تری ایجاد شود.

    والدین کودکان دیرآموز در ارتباط با نگرش نسبت به فعالیت های شناختی با والدین دیگر تفاوت دارند: این والدین فعالیت های هوشی و شناختی قبل از ورود به مدرسه را برای کودکان خود مهم تلقی نمی کنند. آن ها به نتایج و نمرات فرزندان خود در مدرسه علاقه دارند اما شیوه کمک آن ها به کودکانشان واقعاً کارآمد نیست. طعنه زدن، سرزنش کردن، تنبیه و مقایسه بین این کودک با سایر کودکان در این خانواده ها به فراوانی دیده می شود. این والدین سطح هوش کودکان خود را بیشتر از آنچه که هست برآورد می کنند و مشکلات رفتاری و سازشی آن ها را نمی پذیرند یا درک نمی کنند. آن ها حاضر به پذیرفتن این واقعیت نیستند که کودک آن ها دیرآموز است و تلاش می کنند که بر مشکلات فرزند خود سرپوش بگذارند.

    چه باید کرد؟

    مسلم است که کار با دانش آموزان دیرآموز باید به دور از نگرش منفی و تعصب صورت بگیرد. باید این نگرش در جامعه آموزشی و خانواده ایجاد شود که دیرآموزان متعلق به جامعه عادی هستند و استثنایی تلقی نمی شوند. به عبارت دیگر، اگر یک کودک دیرآموز در نظام آموزشی تعلیم درست نبیند و سرانجام با برچسب استثنایی وارد مراکز ویژه شود نشان دهنده ناکارآمد بودن روش آموزشی است.

    والدین باید نقش خود را به عنوان معلمان طولانی مدت کودک بپذیرند و پذیرفتن این نقش مستلزم آن است که بین خانه و مدرسه همکاری و ارتباط بیشتر و فعال تری ایجاد شود. بنابراین معلمان این دانش آموزان باید آموزش مناسب و دوره های مربوط را بگذرانند و دارای شناخت کافی از کودکان و نحوه ارتباط با خانواده های آنان باشند. از سوی دیگر به نظر می رسد که در آموزش و پرورش شناخت کافی از کودکان دیرآموز وجود ندارد و پی گیری های لازم در مورد دیرآموزان صورت نمی گیرد.

    در حال حاضر بهترین کمک به کودکان دیرآموز آن است که:

    1- خانواده ها به طور موثر با معلم همکاری کرده و معلم از این همکاری استقبال کند.

    2- این کودکان در کلاس هایی قرار بگیرند که دارای دانش آموزان کمتری باشد.

    3- معلم به آموزش انفرادی بپردازد و بتدریج کودک را درگیر فعالیت های گروهی و تدریس جمعی نماید.

    4- پیشرفت این کودکان به صورت هفتگی ثبت و در صورت نیاز از وجود یک مشاور کمک گرفته شود.

    5- فعالیت های یادگیری به صورت گام به گام و از ساده به مشکل و با حجم کمتری انجام شود.

    6- تدریس با تکرار بیشتــری همراه باشد و از بیان لفظی خود دانش آموز استفاده شود.

    7- در مورد پاسخ های درست و نادرست بازخورد فوری و همــراه با توجه، تحسین، تشویق و البته در صورت لـزوم از تنبیه خفیف استفاده شود.

    8- به کودکان کمک شود که هرچه زودتر به مرحله عملیات عینی بــرسند.

    9- بـر روی پیشرفت توجه و رشد مهارت های کلامی کودکان کار شود.

    10- مهارت آمـوزی مورد توجه قرار بگیرد. از آنجایی که تقریباً 13% دانش آموزان مدارس عادی دیرآموز هستند، رسیدن به اهداف فوق نیازمند آن است که یک دوره آموزشی برای معلمان دوره ابتدایی در نظر گرفته شود و یک کمیته تخصصی بر عملکرد مدارس نظارت داشته باشد.

    11- اگــر کودکان دیرآموز در همان کلاسهای اول و دوم آموزش مناسب ببینند و درگیــر فعالیت هایی شوند که به طور نظامدار جذب سیستم ادراکی آن ها شود و مهارت کلامی آن ها را رشد دهد، هم نمرات کلاســی و هم رشد هوشــی آن ها پیشرفت می کند و به حد دانش آموزان عادی می رسد.